من...

یکى از اعضاى آدم هاى متفاوت از آدم هاى متفاوت... فقط همین...

من...

یکى از اعضاى آدم هاى متفاوت از آدم هاى متفاوت... فقط همین...

این آخر کاره، رسم روزگاره...

جمعه, ۱۵ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۵۶ ب.ظ
ناامیدی منتظر کارت دعوت نمی‌مونه
از لابه‌لای اشکات راهشو پیدا میکنه و سر می‌خوره وسط زندگیت
می‌پیچه لای فکرات، بین نوشته‌هات، توی حرفات، وسط کابوسات...
می‌ریزه تو نگاهت و کل قلبتو پر می‌کنه
وسط این همه اما، ۴ تا چیز هستن که جلوش وا می‌ستن
که نمیزارن افسردگی و ناامیدی پیروز این جنگ بشن
حضور مامان کنارم، لبخندای گرمش...
صدای مهربون ملیکا، محبت کردناش از پشت تلفن...
دوستام.
و تو...
لجباز شدم، می‌دونم!
بزار رو حساب آشفتگی این روزام...

+می‌ذاری همه‌ی عروسکاتو واسه‌ی ما :'
++این آهنگو بابا می‌زاشت واسم وقتی بچه بودم، منو یاد بابا میندازه.
  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • جمعه, ۱۵ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۵۶ ب.ظ
  • ژنیک :) :)

نظرات  (۲)

اههههه کیانا حس سال کنکور بهم دست داد اومدم کامنت بذارم یادش بخیر بعد از مدتها پست گذاشتی بالاخره :)))
پاسخ:
ای وااای اره یادش به خیر واقعا :))) تنها خواننده‌ی وبلاگم بودی یه زمانی فک کنم :)))
:)))) نه بابا شکسته نفسی میکنی وبلاگ شما همیشه پر از خوانندس :**
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی